افزایش سایز قلم | کاهش سایز قلم
۰۵ دى ۱۳۹۵

به گزارش روابط عمومی خانه شاعران ایران, نشست هفتگی شاعران کودک و نوجوان، شنبه 4 دی 95، با حضور بیوک، انسیه موسویان، ، فاطمه سالاروند، طیبه شامانی، اکرم کشایی، حسین تولایی، صبا فیروزی، سعیده اصلاحی، سمیرا معتمد جلالی، معصومه معصوم زاده و ذکریا تفعلی به دبیری افسون امینی برگزار شد.

شعرخوانی شاعران همراه با نقد شعرها توسط اعضای حاضر، و مباحثی دربارة ضرورت تفکر و اندیشه در شعر کودک در کنار لذّت ادبی در این جلسه مطرح شد.

در ادامه، نمونه اشعار خوانده شده در این نشست آمده است:

رنگ چشمم سبز سبز است
مثل برگ سبز چایی
مثل زیتونی که دیشب
از شمال آورده دایی
**

خواهر من چشم آبی ست
چشم او همرنگ دریاست
چشم هر رنگی که باشد
مثل شعری خوب و زیباست
**
کار حساس و ظریفی ست
چشم خوشرنگ آفریدن
مردمک را رنگ کردن
گاه تیره گاه روشن

«طیبه شامانی»

*************************************************

قدری هوای تازه می خواهم

شادی

دویدن

رنگ

آزادی

یک آسمان صاف بی اندازه می خواهم

مولکول ها مغز مرا خوردند

فرمول ها ذوق مرا کشتند

خواب و خیالم را

این خط و رسم و شکل ها بردند

من خسته ام

از ماضی و از حال و آینده

از جمله های امری اخمو

از این همه افعال بی خنده

من خسته ام از هرچه پیش از این

از حرف ها

از جمله های خشک تکراری

بیرون از این حال و هوا

این چاردیواری

من نقشه های بهتری

حال و هوای دیگری دارم

از خط کشی از مرز از محدوده بیزارم

روز و شبم تاریک از تاریخ و جغرافی ست

من خسته ام

کافی ست....

فاطمه سالاروند

*****************************************

قالیچه امروز

رنگش پریده

قلبش شکسته

اشکش چکیده

چون آبرنگم

پاشیده بر آن

گل های سرخش

شد زرد و بی جان

گفتم به او زود

قالیچه جانم

قدر تو را خوب

باید بدانم

عمدی نبوده

کار بد من

باید ببخشی

این دفعه لطفاً

«صبا فیروزی»

*********************************

یه روز به آینه گفتم

چشمای من چه سیاست

اما چشمای دوستم

آبی به رنگ دریاست

کاشکی یه رنگ دیگه

جای رنگ چشام بود

یه آبشار طلایی

کاش روی شونه هام بود

« سمیرا معتمد جلالی»

*********************************

هم چشم ریشه

از نور ترسید

هم خاک گلدان

هر گوشه پاشید

تقصیر من نیست

افتاده گلدان

چشمش ندیده

این توپ شیطان

«معصومه معصوم زاده»

***********************************

صدای باده هو هو

شال و کلاه من کو؟

می رقصه باد و پرده

یخ زدم آی چه سرده!

لونة زاغچه خیسه

پیرهن باغچه خیسه

تگرگ دونه دونه

رو پشت بوم خونه

رسیده فصل سرما

نقل یخی، بفرما

« سعیده اصلاحی»