افزایش سایز قلم | کاهش سایز قلم
۱۱ دى ۱۳۹۵

به گزارش روابط عمومی انجمن شاعران ایران، نشست هفتگی شاعران کودک و نوجوان، شنبه 11 دی ماه 95، با حضور مصطفی رحماندوست، بیوک ملکی، بابک نیک طلب، طیبه شامانی، فاطمه سالاروند، سعیده موسوی زاده، حامد محقق، پیوند فرهادی، لعیا شیرازی، المیرا اسمی، صبا فیروزی، معصومه معصوم زاده و مرضیه مظفری به دبیری افسون امینی برگزار شد. در ابتدای جلسه گفت و گویی دربارة ضرورت طرح مباحثی پیرامون آرایه ها و صناعات قابل استفاده در شعر کودک و نوجوان طرح شد. در ادامه، شعرخوانی شاعران همراه با نقد شعرها توسط اعضای حاضر، بخش دوم این نشست بود. در بخش سوم نشست، بحث هفتگی شعر کودک، با موضوع « مخاطب و ضرورت های شعر کودک» توسط مصطفی رحماندوست صورت گرفت. در ادامه، مباحث مطرح شده و نیز نمونه های اشعار خوانده شده آمده است:

مخاطب و ضرورت های شعر کودک

یکی از ویژگی های خوب نشست های شاعران کودک و نوجوان این است که در آن بحث های تئوریک و فلسفة شعر، زیاد مطرح می شود که در جلسات دیگر کمتر می بینیم. مبنای حرف های امروز من، کتاب ترجمه ای است به اسم «داستان نویسی برای کودکان». اصلی که این کتاب انتخاب کرده، اصل مخاطب است. به طور اتفاقی با نویسندة این کتاب ارتباط برقرار کردم. جالب بود که دیدم او برای جذب مخاطب، به نوشتن ژانر وحشت روی آورده است و در واقع، اصل نویسندگی را بر علاقه مندی مخاطب می داند! به نظر او، هر اثر یک نویسنده باید یک سر و گردن از نوشته های قبلش بالاتر باشد تا بتواند مخاطب را حفظ کند. از این منظر، ژانر وحشت ظرفیت جولان دادن را بیش از ژانرهای دیگر دارد و «ترساندن» که اساس ژانر وحشت است، قابلیت ارائه در صدها چهره را دارد. این نویسنده که در دانشگاه تدریس می کرد و تجارب فراوانی داشت، می گفت اولین چیزی که باید بدانیم، این است که برای چه کسی می نویسیم.

من همیشه گفته­ ام که مخاطب شاعر و نویسندة کودک و نوجوان، از قبل خودش را با ویژگی هایش معرفی کرده است. ما نمی توانیم بنویسیم و فکر کنیم هر مخاطبی که می خواهد، آن را دریافت کند! ما باید فرکانس تولیدمان را بر مبنای گیرندة مخاطب تنظیم کنیم. زبان، دانسته های پایه و ویژگی های روان شناختی مخاطب، از ضروریاتی است که ما باید به آن توجه کنیم. ویژگی های روان شناختی با توجه به جغرافیا و فرهنگ های مختلف، تفاوت هایی دارند، اما پایه و بیس همه یکی است.

مشکلات زبانی آثاری که برای کودکان تولید می شوند، زجرآور است. مثلا می بینیم در بسیاری از آثار، یک کلمة مرکب، از هم تفکیک شده، در دو مصرع و گاه با فاصلة سه مصرع آورده می شوند، بی آنکه توجه شود مخاطب دریافتی از ترکیب آن نخواهد داشت! زجری که می گویم فقط برای خواننده نیست. این عیب حتی خودِ زبان را هم می آزارد!

یکی از صحبت های من با این نویسنده دربارة قافیه بود. او از من خواست که چند قافیة تولید خودم را برایش بنویسم. از خواسته اش تعجب کردم. دربارة قافیه هرگز این طور فکر نکرده بودم. اینکه قافیه ای متعلق به من باشد! اگرچه زبان شعر آن ها با ما متفاوت است، اما بعد دیدم که شعر ما هم به ویژه در بخش خردسال و کودک، ظرفیت ساختن قافیه های جدید را دارد. کاری که کمتر به آن توجه کرده ایم.

آنچه از گفت و گو با این نویسنده به دست آوردم، این بود که وقتی مخاطب را اصل قرار دهیم، سه چیز را باید در نظر داشته باشیم: 1- رعایت ویژگی های مخاطب 2- دادن حرفی جدید به مخاطب 3- بازاریابی درست در جهت رساندن اثر به دست مخاطب.

آثار کودک و نوجوان ما در دو مورد اخیر، بسیار ضعف دارند. حقیقت این است که ساده انگاری در مورد خلق اثر برای مخاطب کودک، از نگاه هنرمندان بزرگسال، به شاعران و نویسندگان کودک نیز سرایت کرده است. سوژه های تکراری و در یک سطح بودن آثاری که تولید می شوند، گواه این حقیقتند. در یک کلام اینکه، بی توجهی به زبان، بزرگ ترین خطری است که شعر کودک و نوجوان را تهدید می کند.


فریزر چندروزاست
کمی گرم است وساکت
کمی هم جیش کرده
همین جا روی موکت

چرا او بی ادب شد
برای من سوال است
ولی شاید مریض است
وگرنه این محال است

دهانش را که دیدم
نوشتم نسخه ای را
شل و وارفته بودند
تمام بستنی ها

برای این فریزر
نوشتم چند کپسول
شدم یک دکتر خوب
ندادم قرص و آمپول

«صبا فیروزی»

**************************************************

تو می‌توانی
با من بیایی
اما به شرطی که
تا آخرش با من بمانی!
تو می توانی؟

«حامد محقق»

***************************************

مورچه ها صف می بندن
از ته دل می خندن
خنده و شادی دارند
عروس دومادی دارند
دوماد کیه?
یه مورچة مشکیه
عروس کیه ?
یه نقل بیدمشکیه!


«پیوند فرهادی»

**************************************

این شیشه ها
این شیشه ها
هر اتفاقی را
بی پرده می گویند
ساکت اگر باشند
انگار تنهاییم
دلتنگ ابر و ماه و بارانیم

«معصومه معصوم زاده»

*************************************

امروز اشتباهی
موی عروسکم را
شستم خراب کردم

موی طلایی اش ریخت
با کار خود دلش را
از غصه آب کردم

با اینکه ریخت مویش
در خاله بازی او را
دختر حساب کردم

«لعیا شیرازی»

***********************************

خشمگین بودم دلم پر غصه بود

در طبیعت رفتم و تنها شدم

گوشه ای بنشستم و با چشم خیس

محو خندان بودن گل ها شدم

بوی خوب خندة گل ها مرا

خنده می بخشند بر لب های من

آن دل پر کینه ام روشن شده

باعث زیبایی فردای من

خشم یعنی مردن لبخندها

مردن پاکی، قشنگی، سادگی

با نگاهی تیره می بینی جهان

تلخ می گردد تمام زندگی

من نمی خواهم دل پر کینه را

دل پر از بوی خشونت می شود

از همه دوری و تنها می شوی

باعث جنگ و کدورت می شوی

آرزو کردم درون قلب خود

شادی و لبخند بر لب هایمان

خشم بیرون می شود این گونه از

قلب و ذهن لحظه و دنیایمان

«المیرا اسمی»